art,  کلیات

جستاری در مشاهده، توصیف، تحلیل و نقد در هنر – بخش اول

چهار مرحله در شناخت و ارزیابی آثار هنرهای تجسمی حائز اهمیت است: مشاهده، توصیف، تحلیل، نقد

۱) مشاهده:

“هیچ چیز به جز چشمانم برایم قابل اعتماد نیست.”
لئوناردو داوینچی

به تعبیری “مشاهده” همان دیدن و نگاه کردن است. در طول زندگی روزمره چشمان ما خیلی چیزها را میبیند و می‌گذرد. وقتی از مسیری عبور میکنیم و از مجاورت آدم‌ها و اشیاء گوناگونی رد میشویم، تنها از وجود برخی از آنها آگاهی یافته و دقتی نسبی بر آنها مبذول می داریم. چنین رفتاری همیشه و در طول زندگی ما به کرات تکرار شده و نهادینه می‌شود. حال اگر بدانیم که نعمت دیدن میتواند  ژرفناک تر و عمیق تر از اینها رشد کرده و ما را در رسیدن به خیلی از پیچیدگی ها و جزئیات رهنمون گردد، متوجه می‌شویم که سالها و اوقات زیادی را بدون بهره بردن از آن از دست داده و خود را از لذتهای بکری محروم ساخته ایم.
“دقیق دیدن” و توجه کردن به اجزای هر چیزی نه تنها از لوازم و ابزار اساسی هر هنرمند و آفرینشگری است بلکه از همه مخاطبان و هنردوستان و منتقدین و تحلیل گران   تسلط بر آن انتظار می رود.
متاسفانه نه در نظام آموزشی ما و نه در خانواده‌، هیچ دغدغه و برنامه ای برای آموختنِ “درست و دقیق دیدن” وجود ندارد. همین باعث میشود تا ما به عنوان مخاطب در طول زندگی خود قدر و ارزش آثار هنری را به شایستگی درک و دریافت نکرده و به راحتی از مواهب و زیبایی هنرها متنعم نشویم.
چه سالهایی از عمر که اینگونه به هدر می رود و کک مان هم نمی گزد.

باید دقیق دیدن را تمرین و ممارست کرد. تمرکز، قدم اول این کنش است. تمرکز کردن و به همه جزئیات موشکافانه نظر انداختن، به تدریج بینایی مان را قوام می بخشد و حتی از اکتشافات جدید، شورانگیزمان می سازد.
باید در یک عکس، نقاشی، تصویر سینمایی یا اثری گرافیکی، به مواردی از قبیل خطوط، احجام، اشکال، رنگها، نورها و ترکیب و ارتباط مابین آنها، دقیق شد. این کار با مشاهدات متعدد امکان پذیر است.

از تعجیل و نگاه های گذرا و یکباره قویا پرهیز کنیم. حوصله به خرج دادن و به دفعات در زمانهای مختلف دیدن ضروری است. مطمئن باشیم که به تناسب حال و هواهای مختلف نیز تاثیر پذیری از آثار، گوناگون خواهد بود. پس چه بهتر که در شرایط متنوع فکری و احساسی و زمانهای کوتاه و بلند خود را در معرض آنها قرار دهیم تا به دریافت های خاصی نائل شویم.
با جدیت تمام از این عادت نامیمون و مضر که هر اثر هنری را به ابزاری یک بار مصرف و برای یک بار دیدن، تقلیل میدهد بگریزیم و از جوی جاری و زلال آفرینش های ارزشمند، به دفعات بنوشیم. زیرا به تناسب رشد و تغییر در نگرش و احساس ما، آب تازه ای بر آن روان می‌شود و می‌توان به دفعات و بدون تکرار چشمها را در آن شست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *